ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲ دی ۱۳۹۶
خانه » آخرين اخبار » پیامک های فلسفی بسیار زیبا و آموزنده ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
پیامک های فلسفی بسیار زیبا و آموزنده ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳

پیامک های فلسفی بسیار زیبا و آموزنده ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳

پیامک های فلسفی بسیار زیبا و سخنان آموزنده ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳

پیامک های فلسفی بسیار زیبا و سخنان آموزنده ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳

گلچین جدیدترین اس ام اس های خواندنی و جملات الهام بخش از بزرگان

Golvajehaye-Ziba_neginjonub-IR-33

مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام.
مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام


.
.
.
توانگر کسی است که به آنچه خداوند توانانصیبش کرده خرسند باشد
زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست
بزرگمهر
.
.
.
هرگز مردی و لو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم
گالیله
.
.
.
پرحرف را که دشمن راستی و خصم روان پاک است هرگز نپذیر
بزرگمهر
.
.
.
براستی؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود یا وفاداری یا عدالت
اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن است و آسودگی نکبت بار
فردریش نیچه
.
.
.
فرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند
با تلنگری فرو می ریزند
اُرد بزرگ

انسانها در هیچ یک از ویژگی هایشان به اندازه نیکی کردن
به همنوعان خود خدای گونه نیستند.
سیسرو
.
.
.
شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید
فقط می توانید او را از آنچه می داند با خبر و آگاه کنید.
گالیله
.
.
.
در میان دو دشمنی میفکن
که ایشان چون صلح کنند
تو در میانه شرمسار باشی
سعدی
.
.
.
اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد
در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار
اُرد بزرگ
.
.
.
خوشبختی میان خانه ی شماست
بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید
مارک اورل
.
.
.
خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی
که تنها شوی
اُرد بزرگ
.
.
.
غذایی را بخور که می پسندی
لباسی را پبوش که مردم می پسندند.
ادیبان
.
.
.
اگر سخن چون نقره است
خاموشی چون زر پربهاست.
لقمان
.
.
.
داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم
چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانیم؟
شامفورت
.
.
.
برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود
و زمین آیندگان را بارور می سازند.
.
.
.
برآزندگان سپاه یاران خویش را تنها در آمدگان و زندگان نمی بینند.
.
.
.
برآزندگان گرما بخشند، سخن و گفتار آنان راه روشن آیندگان است.
.
.
.
برآزندگان به گفتار سخیف و کم ارزش زندگی خویش را تباه نمی سازند.
.
.
.
برآزندگان چشم در دست پر از بذر خویش دارند و
آسمانی که مهربان است صدای غرش باد هرزه گرد آنها را از راه خویش برنمی گرداند.
.
.
.
برآزندگان مست شرآب هزاران ساله تاریخ کشور خویشند
سخن آنان جز آهنگ خیزش و رشد نیست.
.
.
.
برآزنده نمی گوید کیست! او می گوید چیستی؟
و از چیستت تو را به آسمانها می کشاند
.
.
.
برآزندگان بدنبال دگرگونی و رستاخیزند، رشد در کمینگاه راه های نارفته است.
.
.
.
برآزندگان شادی را از بوته آتشدان پر اشک، بیرون خواهند کشید.
.
.
.
دارایی برآزندگان، دلی سرشار از امید است به پهنه و گستره آسمانها.
.
.
.
کمر راه هم در برابر آرمان خواهی برآزندگان خواهد شکست.
.
.
.
برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
.
.
.
پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است.
.
.
.
برآزندگان دستی و دامنی برای کاشتن دارند! تا کدام فرزند برداشت کند؟
.
.
.
ویرانه کاخ های برآزندگان هم، هزاران گهواره امید بر بستر خویش دارد.
.
.
.
میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است.
.
.
.
بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است.
.
.
.
کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد
مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد.
.
.
.
عشق چنان شیفتگی در نهان خود دارد که سخت ترین دلها نیز
گاهی هوس شنا در آن را می کنند
.
.
.
مستمند کسی است که دشواری و سختی ندیده باشد.
.
.
.
بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی
جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت.
.
.
.
نگاه مردان کهن ایستا نیست آنها دورانهای آینده را نیز به خوبی می بینند.
.
.
.
مردان و زنان کهن در راه رسیدن به هدف، یک آن هم نمی ایستند.
.
.
.
برآزندگان گرما بخشند، سخن و گفتار آنان راه روشن آیندگان است.
.
.
.
دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند
به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود.
.
.
.
گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود
به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد.
.
.
.
برای حرفی که میزنی فکر کن
چون دلی که بشکند صدایش را نمیفهمی
ولی نفرینش به زمین می اندازدت
.
.
.
من بدهکار توام ای مادر
همه جانی که به من بخشیدی
لحظاتی که برای امن من جنگیدی
و بدهکار توام عمرت را
روزهایی که ز من رنجیدی
اشک ها دزدیدی و به من خندیدی
من بدهکار توام ای مادر
.
.
.
آرام بر گونه هایم میلغزد تاوانِ بی فکری های دیروز کاش بیهوده نمی تاختم!
.
.
.
ﻣﻮﻧﺪﻧﯽ ﺭﺍﻫﺸﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺭﻓﺘﻨﯽ، ﺑﻬﺎﻧﺸﻮ …
.
.
.
مادری که هر روز ﺭﺍﻫﺮﻭﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﺪ
ﭘﻮﮐﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﺭﻧﮓ ﺩﮐﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ دارد
هیچوقت به ﺍﻟﻤﭙﯿﮏ نرﻓﺘﻪ ﺍما یک ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ …
.
.
.
تمام شادی دنیای قلبم
وجود مهربان و گرم باباست
اگر روزی نباشد او کنارم
برایم روز مرگ آرزوهاست
شده بابا پناه لحظه هایم
تجلی بخش رویاهای فرداست
پس از مادر که شد خاموش چون شمع
پدر تنها چراغ خانه ماست
شده او تکیه گاه آخرینم
برایم بهترین بابای دنیاست
پدر را دوست دارم، میپرستم
الهی او بماند تا که دنیاست …
.
.
.
وقتی انسان تمام عمر کار بکند
لحظه ای فرا می رسد که در می یابد کارهای دیگری نیز می توانسته بکند
مثلا: عاشق شود و زیر باران قدم بزند…
به دنیا و مشکلاتش و لو برای چند ساعت فکر نکند…
از گرمی دست معشوق گُر بگیرد…
ولی حالا چند حساب بانکی دارد
چندین مرضِ سبُک و نیم دو جین قرص برای نفس کشیدن…
از این رو تاسف می خورد!
.
.
.
برای شنیدن صدایی که دوستش می داری ، همین لحظه هم بسیار دیر است
افسوس خواهی خورد زمانی که از آن سوی سیم ها کسی بی احساس می گوید:
برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمی باشد …
.
.
.
آدم های ساده را دوست دارم
همان ها که بدی هیچکس را باور ندارند
همان ها که برای همه لبخند دارند
همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد
عمرشان کوتاه است بس که هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سو استفاده می کند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد
آدم های ساده را دوست دارم چون بوی ناب “آدم” میدهند!

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز