ارزش انسان به افکار و باورهای اوست
خوش آمدید - امروز : جمعه ۱ دی ۱۳۹۶
خانه » آخرين اخبار » برای تو و به کوری چشم بدخواهانت جمعه حماسه می آفرینم:جهانیان نظاره گر باشید
برای تو و به کوری چشم بدخواهانت جمعه حماسه می آفرینم:جهانیان نظاره گر باشید

برای تو و به کوری چشم بدخواهانت جمعه حماسه می آفرینم:جهانیان نظاره گر باشید

تو یادگار تیر آرشی؛ تو لحظه به لحظه ی نبرد سورنای دلیر را با قیصر روم به یاد داری؛ و دیدی که کراسوس – فاتح جنگ بردگان -چگونه در زیر سم اسب سورنای ایرانی تحقیر شد.

مرضیه جهاندیده– ایران زیبایم درود!
ای کهن سرزمین من!
حالت خوب است.
می دانم!
تو استواری و سرافراز!
قدرتمند و پر ابهت!
آنچنانی که هیچ کس نمی تواند حتی یک نگاه چپ به تو کند.
زیبا سرزمین من
دوستت دارم
تو سرا پا افتخاری و غرور
تو یادگار تیر آرشی؛
تو لحظه به لحظه ی نبرد سورنای دلیر را با قیصر روم به یاد داری؛
و دیدی که کراسوس – فاتح جنگ بردگان -چگونه در زیر سم اسب سورنای ایرانی تحقیر شد.
سراسر کوهها ، تپه ها و سنگ هایت حکایت کرنش جهانیان به توست.

راستی درتخت جمشید نماینده ی چند کشور در برابر شاه ایران زمین زانوزده اند؟
ایران صبورم!


خاک پاکت گاهی قدم های اجنبی را هم به خود دید

اما….

تو که نا امید نشدی؛

ماندی و ایستادگی کردی.

آن زمان که مهاجمان عرب مست از باده ی پیروزی بودند.

بزرگ مرد حماسه-فردوسی –شاهنامه را سرود.

و رستم پهلوان را به رخ اعراب کشید.

و نشان داد ایرانی و ایرانیت هرگز نمی میرد.

از همه بدتر هجوم قوم وحشی و شمنی مذهب مغول بود.

این صفحه از خاطراتت درد آور است.

و تودیدی چگونه شهرهایت و مردمت زیر هجوم ناجوانمردانه ی این قوم وحشی تباه شدند.

اما….

باز هم صبح ایرانی دمید و وحشی ترین قوم جهان در مقابل فرهنگ و تاریخ تو زانو زد.

ایرانم!میستایمت!

ذره ذره ی خاک تو سیراب از خون آزاد مردان و زنانی است که برای نوشیدن جرعه ای از آزادی  جانشان را به تو هدیه کرده اند.

تو ماندی و می مانی…

به همت مردمت!

حتی هشت سال جنگ نابرابر هم نتوانست تو را از پا درآورد.

ایستادی وخواهی ایستاد!

و اینک من به پاسداشت تمام خونهایی که برایت ریخته شده.

به حرمت لحظه ای که آرش با تمام وجودش تیرش را رها کرد؛

به یادفقر و عزلت فردوسی به هنگام سرودن شاهنامه اش؛

بخاطر ذره ذره ی تلاش جلال الدین خوارزمشاه با لشکر  اندکش در برابر سپاه چنگیز؛

به یادفداکاری باقر خان و ستار خان در کوچه پس کوچه های تبریز برای دفاع از مشروطه،

برای لحظه ای که رییسعلی و خالو حسین در گرمای جنوب جانشان را فدای غرورشان کردند؛

به یاد ثانیه به ثانیه ای که حسین فهمیده زیر تانک  رفت و تمام آرزوهایش را با خود به خاک برد؛

به حرمت لحظه ای که آتشنشان فداکار ماسکش را تقدیم دختری خردسال کرد و با  نبودش به چندین خانواده بود داد؛

من به حرمت تمام خاطرات تو

برای تو و به کوری چشم بدخواهان تو!

روز جمعه نه به کاندیدی خاص

و برای جناحی خاص

که به تو

ایران عزیزم رای می دهم

وعده ما روز جمعه ۲۴ خرداد ماه

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز