هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶
خانه » سرگرمی » دنیای بازیگران » تبریک روز مادر توسط سپند امیرسلیمانی در سال ۹۵ / عکس و بیوگرافی
تبریک روز مادر توسط سپند امیرسلیمانی در سال ۹۵ / عکس و بیوگرافی

تبریک روز مادر توسط سپند امیرسلیمانی در سال ۹۵ / عکس و بیوگرافی

aks jadid sepand amirsoleymani farvardin 95

سپند امیرسلیمانی بازیگر مرد ایرانی روز زن را به مادرش تبریک گفت

در این پست از سایت نگین جنوب عکس تبریک روز مادر توسط سپند امیرسلیمانی در ۱۱ فروردین ماه ۹۵ را برای شما آماده کرده ایم.

در این پست از بخش دنیای بازیگران قصد داریم پست جدید سپند امیرسلیمانی در اینستاگرام که برای تبریک روز زن و مادر همراه با عکس خانوادگی اش متن زیبایی را هم منتشر کرد را برای شما به نمایش بگذاریم.با ما همراه شوید.

تبریک روز مادر توسط سپند امیرسلیمانی در سال ۹۵ / عکس و بیوگرافی

عکس تبریک روز زن در ۱۱ فروردین ماه ۱۳۹۵ توسط سپند امیر سلیمانی

tabrik rooze madar tavasot sepand amirsoleymani

بیوگرافی و عکس های جدید سپند امیرسلیمانی در سال ۲۰۱۶ ۹۵

 

سپند امیرسلیمانی همراه با عکس فوق متن زیبا را هم در اینستاگرامش به اشتراک گذاشت:

به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد

 

بیوگرافی سپند امیرسلیمانی :

سپند امیرسلیمانی «زاده ۱۳۵۶ در تهران» بازیگر سینما و تلویزیون ایران است. او همچنین برادر کمند امیرسلیمانی «بازیگر» و پسر سعید امیرسلیمانی «بازیگر» می‌باشد. او متأهل می‌باشد.

نام اصلی: سپند امیر‌سلیمانی

تولد: ۲۸ آذر ۱۳۵۶

محل تولد: تهران

ملیت: ایرانی

پیشه: بازیگر

سال‌های فعالیت: ۱۳۶۱ تا کنون

مصاحبه با سپند امیر سلیمانی و همسرش مارال آراسته «بازیگر سریال خوش نشین ها»

با همسر‌تون چطور آشنا شدید؟

سپند امیر‌سلیمانی: ما در یک جمع دوستانه به واسطه دو نفر از دوستان قدیمی معرفی شدیم و از آن‌جا آشنایی ما شروع شد که نزدیک به ۴ سال پیش بود. آن موقع سریال نرگس، هر شب پخش می‌شد و مارال هم همه قسمت‌های آن را دنبال می‌کرد. وقتی که برای اولین بار هم‌دیگر را دیدیم او مرا نشناخت، طوری که مجبور شدم به او توضیح بدهم که من نقش همان دامادی را بازی می‌کنم که… و

آن‌جا بود که او تازه متوجه شد که من هم یکی از بازیگران آن سریال روتین هستم. این موضوع یکی از خاطرات شیرین روز‌های اول آشنایی‌مان شد. بعد از آن هم این آشنایی ادامه پیدا کرد و بعد از گذشت مدتی، زمانی که احساس کردیم از هم شناخت کافی بدست آورده‌ایم و می‌توانیم با زندگی در کنار هم خوشبخت باشیم، البته از همان روز‌های اول آشنایی موضوع ازدواج را با هم مطرح نکردیم اما بعد که روز به روز شناخت‌مان از هم بیش‌تر شد و تقریبا ۲ سال از آشنایی‌مان می‌گذشت تصمیم گرفتیم آینده‌مان را در کنار هم و با هم بسازیم و زندگی مشترک‌مان را با شناخت و علاقه آغاز کردیم.

فکر می‌کنید از همه نظر مثل هم هستید؟

سپند امیر سلیمانی: بله، روحیات ما خیلی به‌هم شبیه است و مواقعی که کنار هم هستیم خیلی کم پیش می‌آید حوصله‌مان سر برود یا حرفی برای گفتن نداشته باشیم. همیشه از کنار هم بودن لذت می‌بردیم و با شوخی‌ها و بگو بخند‌ها بهترین لحظه‌ها را با هم داریم. هم من و هم مارال اهل فیلم دیدن هستیم و هر دو سریع با محیط اطراف‌مان ارتباط برقرار می‌کنیم. البته با هم تضاد‌هایی هم داریم، مثلا وقتی می‌خواهیم وسیله‌ای بخریم، شاید اصلا نظرات‌مان با هم یکسان نباشد اما سعی می‌کنیم با کنار آمدن سلیقه هایمان را به هم نزدیک کنیم تا به یک مورد مشترک برسیم که نامش را بگذاریم تفاهم.

آیا خانواده همسر‌تون در مورد ازدواج سخت‌گیری هم کردند؟

سپند امیر سلیمانی: توقعات ما از هم‌دیگر خیلی منطقی بود و این‌گونه نبود که مثلا خانواده مارال عروسی در فلان هتل معروف را بخواهند و مهریه سنگین و…. حتی روز قبل از عقد بود که متوجه شدیم هنوز در مورد مهریه صحبت نکرده‌ایم و مقدار آن را تعیین نکرده‌ایم و از آن‌جایی که عشق و علاقه میان ما از روی منطق بود وقتی میزان آن را از مارال پرسیدم، متوجه شدم که واقعا دوست داشتن باقی می‌ماند نه پول یا رقم‌های سر‌سام‌آور مهریه و با مهریه‌ای که خودش خواست و من هم موافقت کردم که تعداد آن فقط ۷ سکه بهار آزادی بود.

سپند شریک خوبی در زندگی هستش؟

مارال آراسته: یادم هست وقتی با سپند آشنا شدم تازه پدرم را از دست داده بودم. آن روز‌ها «مثل الان» احساس می‌کردم که می‌توانم به سپند تکیه کنم و از کنار او بودن احساس آرامش می‌کردم .به نظر من همه چیز‌های خوب دنیا در وجود سپند جمع شده و کل این‌ها برای من یک انتخاب ایده‌آل بود که توانستم به او به چشم یک شریک زندگی نگاه کنم. ما در خیلی از چیز‌ها مثل هم هستیم و کم پیش می‌آید از هم ناراحت شویم که همه این‌ها به خاطر درک متقابل است و این‌که عشق و علاقه میان ما از روی عقل و منطق بود، نه احساسات زود‌گذر چون با هم قرار گذاشتیم که همیشه هم‌دیگر را خوشحال کنیم.

اگر خدا به شما فرزندی بدهد دلتان می‌خواهد او هم همین مسیر زندگی و همین شغل بازیگری را پیش بگیرد؟

مارال: ما هیچ کدام اصراری نداریم که فرزند‌مان حتماً باید راه مادر و پدرش را ادامه دهد. همه راه‌ها را جلوی او می‌گذاریم تا خودش انتخاب کند. هم قلم را جلوی او می‌گذاریم و هم سینما و هنر را به او نشان می‌دهیم و هم این‌که ریاضی به او یاد می‌دهیم. اما در نهایت خود اوست که یکی از این راه‌ها را انتخاب خواهد کرد.

سپند: من دوست دارم فرزندم هم بتواند ساز بزند و موسیقی بداند و هم بتواند به یک زبان دیگر صحبت کند. ساز زدن آرامش به انسان می‌بخشد و دید آدم را نسبت به زندگی لطیف‌تر می‌کند. ولی در نهایت خود اوست که برای آینده خود تصمیم می‌گیرد.

بهترین روز زندگی‌تان چه روزی بوده است؟

مارال: بهترین روز زندگی هر زوجی روز ازدواجشان است، اما به‌جز آن برای ما تمام روز‌هایی که در آن شاد بودیم، بهترین روز بوده است.

سپند: از وقتی که با هم آشنا شدیم، یک زمین کوچکی خریدم که با مارال آن را کم‌کم می‌سازیم و هر دو تلاش می‌کنیم که به ثمر بنشیند. این برای من بسیار لذت‌بخش است که با هم دو نفری کاری را انجام می‌دهیم که نتیجه‌اش برایمان بسیار اهمیت دارد. من عقیده دارم نباید زندگی را سخت بگیریم. نه این‌که بی‌خیال باشیم. ازدواج یعنی تصمیم گرفتن برای زندگی با یک شریک که مطمئن هستیم با او اختلاف نظر هم داریم. باید یاد بگیریم که چطور این اختلاف‌ها را به همدلی تبدیل کنیم.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز