ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۶
خانه » استان ها » جنوبي » بوشهر » تلخ نوشته های یک خبرنگار از زلزله بوشهر + تصاویر
تلخ نوشته های یک خبرنگار از زلزله بوشهر + تصاویر

تلخ نوشته های یک خبرنگار از زلزله بوشهر + تصاویر

تلخ نوشته های یک خبرنگار از زلزله بوشهر + تصاویر

در زلزله شهرستان دشتی در استان بوشهر، حوادث ناگوار بسیاری رخ داد که کمتر به نوشته آمده است. میثم قیصی زاده خبرنگار نسیم جنوب که از بعدازظهر زلزله در محل حضور یافته است، چند مطلب کوتاه را درباره فضای مناطق زلزله زده نوشته که در اینجا می خوانید:

 

 

 

 

 

 

عکس و نوشته از : میثم قیصی زاده

 

در زلزله شهرستان دشتی در استان بوشهر، حوادث ناگوار بسیاری رخ داد که کمتر به نوشته آمده است. میثم قیصی زاده خبرنگار نسیم جنوب که از بعدازظهر زلزله در محل حضور یافته است، چند مطلب کوتاه را درباره فضای مناطق زلزله زده نوشته که در زیر می خوانید:

 

 

* امروز مردی از بندرعباس برگشته بود شُنبه. رسیده بود و دیده بود خونش خراب شده و زن و بچش هم زیر آوار مرده بودن. شوکه شده بود و فقط زار زار گریه می کرد.

 

 

* پیرمردی دو دختر و زنش را از زیر آوار بیرون کشیده بود و فرستاده بودن بیمارستان. جایی که دخترا و زنش رو از زیر آوار بیرون کشیده بود بهم نشون داد. وقتی گفتم حالشون چطوره؟ با گریه می گفت زنم مرده ولی نمی خوان بهم بگن. پیرمرد تنها تو خونه بود و وسایلش همه زیر آوار. می گفت فقط همین لباس و شلواری که باهاش سر زمین بودم رو دارم. نه چادر داشت و پتویی.

 

 

* پسری از شهر آبدون آمده بود تا مادربزرگش رو ببیند. می گفت بی بیم (مادربزرگم) زیر آوار رفته بوده و سرش شکسته بوده. بی بی از زیر آوار نجات پیدا کرده بود و کوفتگی دست هاش را بهم نشان داد و اینکه شوهرش چطوری از زیر آوار نجاتش داده بود تعریف کرد. گریه می کرد و سخت نگران فرداها بود.

 

 

 

* مردی که مادرش را از دست داده بود هیچ حرفی نمی زد. فقط قلیون می کشید و به روبرو خیره شده بود.

 

* دختری پدر و عمه اش را با هم از دست داده بود. می گفت پدرم ۳ روز پیش پاش شکسته بود و گچ گرفته بودیم و در اتاق خواب بود که زلزله آمد و با عمه ام که در اتاق بود با هم زیر آوار رفتند.

 

 

 

* زنی که وسط خیابان چادر زده بودند و نشسته بودن با گریه می گفت روستاهای بالا بیشتر نیاز به کمک دارند، برین آنجا.

 

 

 

* آدم های کت شلواری با یه عکاس همراه هم زیاد به چشم می خوردن.

 

* برای بعضی ها هم شُنبه شده بود مرکز توریستی و برای سیاحت آمده بودن اونجا.

 

 

 

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز